سفارش تبلیغ
صبا
همرنگ جماعت شو....!!
نظرات ()

برخی می گویند چون انسان در موقعیتی قرار می گیرد که حجاب را رعایت نمی کنند

پس مجبور است که همرنگ جماعت شود.در پاسخ باید گفت:

انسان موظف است با تکیه بر علم و عقل، پدیده ها را بسنجد و این از امتیاز های ویژه

انسانی است.حضرت علی (ع) می فرمایند:

لاتستو حشوا فی طریق الهدیلقله اهله فان اللناس قد اجتمعوا علی مائده یثبعها

قصیر وجوعها طویل(نهج البلاغه دشتی خطبه 201)

در راه راست از اینکه در اقلیت هستید نهراسید زیرا بیشتر مردم بر گرد سفره هایی

 جمع شده اند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است .

انسان باید با تکیه بر خرد و اندیشه و شخصیت خود زندگی کندو نباید به صرف

 پسند اکثریت ، با پدیده هایی همراه شود.زیرا در این گونه تقلید ها،شعور و اراده

 و انتخاب و قضاوت خوب و بد تعطیل میشود




نویسنده : س سالاری
تاریخ : سه شنبه 92/9/26
زمان : 2:18 عصر
خدا بزرگتر و مهربانتر از آن است که...!
نظرات ()

در توجیه بی حجابی می گویند خدا بزرگتر و مهربانتر از آن است که مثلا به خاطر چند

تار مو و.... انسان را مجازات کند.

باید توجه داشت که این توجیه را می توان دربار همه دستورات دینی به کار برد.

مثلا بگوییم خدا بزرگتر از آن است که بخاطر نخواندن چند رکعت نماز،خوردن چند

 تکه نان در ماه رمضان(روزه خواری)،چند جمله غیبت کردن،تهمت زدن یا دروغ گفتن،

انسان را مجازات کند. خدا ارحم الراحمین است.آن وقت چه چیزی از دین باقی

خواهد ماند و این در حالی است که حجاب از جمله دستورات دینی است که اثرات

آن فقط فردی نیست و ابعاد اجتماعی مهمی دارد.

 




نویسنده : س سالاری
تاریخ : سه شنبه 92/9/26
زمان : 2:4 عصر
چادری ها خودشان از همه بدترند...!
نظرات ()

رعایت حجاب فقط با چادر میسر نیست،بلکه چادر حجاب برتر است. در تمامی اقشار مختلف جامعه،

از جمله پزشکان،نظامیان،معلمان ،کارمندان،روحانیون و ...تعدادی آدم بد دیده می شوند.

آیا میتوان گفت:پزشکان،نظامیان و .. از همه بدترند و هیچ کس نباید دیگر پزشک شود؟؟!!

در قشر افراد بی حجاب هم رفتارهایی(اعم از خوب و بد) دیده می شود. نکته اساسی و مهم

 اینجاست که اسلام ملاک است نه او که مدعی مسلمانی است.

اگر فردی چادری به گناه های دیگری آلوده است، حتما به خاطر آن گناهان خداوند او را مجازات

 خواهد کرد،ولی به خاطر حجابش به او پاداش خواهد داد.البته اگر به خاطراطاعت از فرمان الهی

چادر بر سر کرده باشد.همانطور که اگر فرد بی حجابی دارای اعمال خوبی باشد،به خاطر آن

اعمال پاداش دریافت خواهد کرد،به شرط آنکه نیتش خدایی باشد. ولیبه دلیل نداشتن حجاب،

مجازات در انتظار او خواهد بود و در گناه کسانی که بر اثر بی عفتی او به انحراف کشیده شده اند

 هم شریک است.




نویسنده : س سالاری
تاریخ : دوشنبه 92/9/25
زمان : 2:13 عصر
صبح آدینه
نظرات ()

گفتم: بیا تا از ته دل برای آقا دعا کنیم...

گفت: نه...

گفتم: برای چی؟


گفت: آخه من از....

من ازاشکی که می ریزد زچشم یارمی ترسم
ازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسم




نویسنده : س سالاری
تاریخ : جمعه 92/2/20
زمان : 10:2 عصر
میلاد با سعادت حضرت زهرا مبارکباد
نویسنده : س سالاری
تاریخ : سه شنبه 92/2/10
زمان : 3:21 عصر
فاطمه یعنی...
نظرات ()

 

فاطمه زیباترین واژه ناب است                  فاطمه ناموس شاه لافتی است

فاطمی بودن تشیع بودن است                فاطمه راه علی پیمودن است

فاطمه روح علی جان علی است             فاطمه هم عهد و پیمان علی

فاطمه یعنی زمین یعنی زمان                  فاطمه یعنی حدیث قدسیان

فاطمه راز هزاران رازهاست                    فاطمه خود برترین اعجازهاست

فاطمه یک یادبود امانتی است                فاطمه تنها سرود خواندنی است

فاطمه علامه ساز مکتب است               فاطمه آموزگار زینب است

 

 

 

 

 




نویسنده : س سالاری
تاریخ : سه شنبه 92/2/10
زمان : 3:14 عصر
زندگینامه حضرت فاطمه (ع)
نظرات ()

تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (س)

در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لکین در بین علماى امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)


مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)


و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند. (3)

کیفیت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)

دوران باردارى حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص زنان است برعهده گیرند.

اما زنان قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى.

خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکى از همین روزها در حالى که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکى از زنان او را آرام نمود و گفت:

اى خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه قرار گرفتند و حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد.

نورى که به خانه‏هاى مکه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى که در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. با یکى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.


آنگاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مبارکى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سرورى زایدالوصف کودک را در آغوش کشید و با دنیایى امید و آرزو پستان در دهان او گذارد.


1- علماى امامیه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اکثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند. عبدالرحمن بن جوزى در کتاب تذکره‏ى الخواص ص 306 مى‏نویسد: تاریخ‏نگاران نوشته‏اند که فاطمه‏ى زهرا در سالى متولد شد که قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنى پنج سال قبل از بعثت.
محمد بن یوسف حنفى در کتاب «نظم دررالسمطین» ص 175 مى‏نویسد: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مشغول ساختن کعبه بودند.
طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏کند که گفت: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مغشول ساختن خانه‏ى کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.
2- کامل ابن‏اثیر ج 2 ص 40.
3- شفاءالغرام ج 1 ص 272- مراة الحرمین ج 1 ص 189/ 192.




نویسنده : س سالاری
تاریخ : شنبه 92/2/7
زمان : 1:2 عصر
علم هم تجربه کرده است...
نظرات ()

 

امام رضا (علیه السلام) درباره ی فلسفه حجاب می فرماید:
«حرم النظره الی شعور النساء... لما فیه من تهیج الرجال و ما یدعوا التهیج الی النساء و الدخول
فیما لایحل»حرام شد نگاه به موهای زنان برای آنکه اگر موهای آنها در برابر مردان نامحرم آشکار
شود باعث تحریک و جلب توجه خواهد شد و این جلب شدن مردان به زنان، فساد و بی بند و باری
را به دنبال دارد و سبب می شود که مردم در کارهای حرام وارد بشوند. (محمد علی کریمی نیا -
حجاب دختران ص 17)

ضرورت حجاب و پوشیدگی از دیدگاه روان شناسان
 

هنگامی که ضرورت حجاب یا از روی نادانی، و یا به سبب اغراض سیاسی به عنوان
نشانه ای از اسارت زن تبلیغ می شود، حداقل باید روشن کرد که: حقیقت علمی و
 تجربی غیر از این می گوید:
(آیا حجاب ضرورت دارد؟ دکتر شهریار روحانی، ص 48)
تحقیقات روانشناسی نشان داده است که پوشیدگی زنان ریشه ی روانی دارد، و برای
رشد و بلوغ روانی آنان ضروری است. کسانی که علت تفاوت در پوشش مردان و زنان را
نشانی از برتری جویی یادلیل نابرابری حقوق زن و مرد و یا نشانه ای از اسارت مردان و
زنان را نشانی از برتری جویی یا دلیل نابرابری حقوق زن و مرد و یا نشانه ای از اسارت
زنان می دانند از این حقیقت غفلت کرده اند که ضروریات بلوغ روانی مردان و زنان در
مرحله ای از یکدیگر جدا شده و برخلاف تبلیغات عوامانه، «پوشش»مناسب برای زنان
به تفاوت مراحل رشد روانی آنان باز می گردد و ریشه در فطرت انسان دارد.
(همان، منبع، ص 9 و 8)

مراحل رشد انسان:
 

مراحل رشد آدمی به 5 مرحله تقسیم بندی می شوند و کودک در هر مرحله از رشد،
نیازها و خواسته های مخصوصی دارد که چنان چه در هر مرحله، نیازهای روانی کودک
به اندازه و از مجرای صحیحی برآورده نشود،کودک دچار عارضه ی «توقف شخصیت» شده
یعنی تا پایان مدت عمر در جست و جوی نیازهای همان مرحله بوده و حالات آن دوران را
بروز می دهد. (همان - ص 13)
این مراحل عبارتند از:
1) مرحله گیرندگی غیر فعال
2) مرحله گیرندگی فعال یا رشد احساس های بچگانه
3) مرحله رشد عضلانی
4) مرحله تحرک و آغاز تشخیص هویت یا دوران نهان تناسلی
5) کمال هویت زنان یا مردان
با اندک تفاوتی در نام گذاری، این ادوار مورد قبول و توافق اکثر روانشناسان رشد می باشد.
مثلا فرویدیست های جدید این پنج مرحله را با اصطلاحات مأنوس و در خور مکتب خود به صورت:
مرحله دهانی اول و دوم، مرحله مقعدی، مرحله تناسلی پنهان و بالاخره مرحله تناسلی نام گذاری
کرده اند. (همان، ص 11)

توقف شخصیت
 

در مرحله چهارم که «مرحله تحریک یا دوران نهان تناسلی» نام گذاری شده، تفاوت رفتار
 پسران با دختران در نحوه سلوک اجتماعی یا برخورد با اشیاء بیرونی و محیط پیرامون خویش
 آشکار می شود و «مهم ترین مرحله در بازشناسی اثر حجاب همین مرحله است»، پسران
در این مرحله حال تهاجمی و به ظاهر ستیزه جویانه می گیرند و تمایل آشکاری برای تسلط و
تفوق بر دیگران از خود بروز می دهند . اما دختران درست در جهت مخالف پسران حالت «جذب»
و «پذیرش» دارند و قدرت جلب توجه دیگران را از خود بروز می دهند. علاقه به پوشیدن لباسهای
زیبا، و آرایش کردن و... از ویژگی این دوره است دختران بر اثر «توقف شخصیت» در این مرحله
به موجوداتی کاملا گیرنده تبدیل شده و همیشه اسیر جلب توجه دیگرانند.
ولی در صورتی که فرد در این مرحله نمانده و به مرحله پنجم که «مرحله تکامل بلوغ و تعیین
هویت انسانی»نام گذاری شده است صعود کند، به جای تمایل برای جذب همگان و صرف تمام
وقت و نیروی حیاتی در این راه،تنها به یک مرد - همسرش - توجه کرده و بقیه توانایی های
جسمی و روحی خود را صرف سازندگی می کند.
زنان در این مرحله علاوه بر قدرت گیرندگی، پروراندن یافته، در همین حال تمایل به جذب و
جلب توجه دیگران درآنها کم می شود. ولی توقف شخصیت در مرحله ی چهارم موجب
می شود تا زنان از قدرت تمرکز برای مادری وعشق ورزیدن (به همسر و فرزندان) عاجز
مانده و صرفا به موجودی مبدل می شوند که دائما در بند جلب توجهدیگران است.
(همان / ص 23 و 24)
توقف در شخصیت زنان در حقیقت نوعی بیماری است که تمام قدرت و توانائی زنان را
 می بلعد و موجب صرفهمه ی استعدادهای آنان در آراستگی ظاهری و زیبائی صورت
برای جلب دیگران می شود، به زودی انزوا واستیصال ناشی از این عطش بی پایان بدون
استثناء حرمان و سرخوردگی و فقدان مهرورزی و عدم توجه به
حقایق دیگر زندگی را در بردارد. (برگرفته از همان / ص 55)

نزول شخصیت
 

در هر یک از مراحل رشد، چنانچه کودک و نوجوانان و یا حتی فرد بالغ تحت فشار شدید روانی قرار گیرد،
گاهی دفعتاً به مراحل ابتدائی تر رشد نزول می کند. این عکس العمل را نزول شخصیت می گویند.

نزول شخصیت در زنان بالغ
 

زنان نیز همانند بسیاری از انسان های دیگر به علت اختلال معلول در روانشان در صورت
برخورد بامشکلات روحی به مرحله ابتدائی تری از رشد روانی نزول می کنند. بی تفاوتی،
سردی، و کم توجهی شوهران یکی از علل این نزول شخصیت است، در چنین حالتی زن
از نظر روانی سقوط کرده و غالبا بهیکی از مراحل خصوصا مرحله چهارم رجوع می کند،
زن برای مقابله با عدم اعتماد و امنیت نسبت به همسر خویش به عرضه خود پرداخته
و سعی می کند از طریق جسمانی توجه همسر را جلب کند ودر صورت عدم موفقیت،
برای اثبات مقبولیت و زن بودن خود به آرایش و نمایش جسمانی در انظار می پردازد
تا تأثیری را که از همسر دریافت نکرده است از اجتماع کسب کند، به عبارت دیگر
بی توجهی و بی اهمیتی شوهران در بسیاری از موارد منتهی به بی بند و باری و
نزول شخصیت زنان خواهد شد. (همان منبع / ص 37 و 38)
تمایل به تسلط بر همگان و تصاحب همه زنان و کله شقی و نفوذ ناپذیری در مردان،
 و خود آرایی برای همگانو اسارت برای جذب دیگران در زنان، اطوار زنانه از مردان و ا
داهای مردانه از زنان، همگی نشانی از عدم بلوغروانی هستند. (همان منبع/ ص 33 و 23)

قوانین طبیعت
 

برخی از جامعه شناسان حجاب و پوشش زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری معرفی کرده اند.
مونتسکومی نویسد: «قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد» زیرا مرد با تهور آفریده شده
است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد بنابراین تضاد بین آنها را می توان با حجاب از میان برد و بر
 اساس همین اصل، تمامملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.
(به نقل از روح القوانین، مونتسکو، ترجمه علی اکبر مهدوی، ص 101)

منبع:  کتاب حریم ریحانه.



نویسنده : س سالاری
تاریخ : جمعه 92/1/23
زمان : 1:4 صبح
بررسی شبهات حجاب
نظرات ()

1- بی حجاب بی دین نیست.
 

- بی حجاب بی دین نیست ولی فردی است که یکی از اساسی ترین اصول اسلامی و ظاهرترین
و بارزترین اصول در خانم ها را رعایت نمی کند. او در واقع خود را از خدا بالاتر دانسته و احکام و
دستورات خدا را طبقسلیقه خود انتخاب کرده به آنهایی که خوشش می آید عمل می کند
 (مثلا نماز، روزه و...) و به آنهایی کهخوشش نمی آید عمل نمی کند. و در واقع در برابر دین اسلام
که همان تسلیم است خود را برتر می داند ومصداق این آیه از قرآن کریم است که (نومن ببعض
و نفکر ببعض) به بعضی از آن ایمان دارد و منکر قسمت دیگری از آن است و این در حالی است
که نماز و روزه ابعاد فردی دارند ولی حجاب ابعاد اجتماعی بسیارگسترده و عمیقی دارد و می تواند
 در تحکیم یا سست کردن خانواده ها مؤثر باشد.

2- خدا بزرگتر و مهربانتر از آن است که...
 

در توجیه بی حجابی می گویند خدا بزرگتر و مهربانتر از آن است که مثلا به خاطر چند تار مو و...
آدم را مجازات کند. باید توجه داشت که این توجیه را می توان درباره همه ی دستورات دینی به
کار برد مثلا بگوییم خدا بزرگتراز آن است که به خاطر نخواندن چند رکعت نماز، خوردن یک تکه نان
در ماه رمضان (روزه خوری)، چند جمله غیبت کردن،تهمت زدن یا دروغ گفتن آدم را مجازات کند
خدا ارحم الراحیم است. آن وقت چه چیزی از دین باقی خواهد ماند، و این درحالی است که حجاب
از جمله دستورات دینی است که اثرات آن فقط فردی نیست و ابعاد اجتماعی مهمی دارد.

3- قلبت پاک باشد.
 

یکی دیگر از توجیهات افراد بی حجاب این ست: باید قلب پاک باشد و به ظاهر نباید توجه کرد.
- قلب پاک و سلیم چه قلبی است آیا قلبی که حاضر نیست در برابر فرمان الهی تسلیم باشد
و در اطاعت از شیطان نفس خود خاضع است می تواند پاک باشد؟ این قلب از چه چیزی پاک است؟
آیا از گناه پاک است؟! چگونه می توان ظاهری فریبنده از نامحرم بخواهید که به ظاهر من توجه نکن
و به درون پاک من توجه کن و چه بسیارافرادی با قلبهای پاک! باعث انحراف جامعه و جوانان و از هم
پاشیدگی بنیان های خانواده ها شدند.

4- چادری ها از همه بدتراند.
 
- رعایت حجاب فقط با چادر میسر نیست بلکه چادر حجاب برتر است.
- در تمامی اقشار مختلف جامعه از جمله پزشکان، نظامیان، معلمان، کارمندان،
روحانیون و... تعدادی آدم بد دیده می شوندآیا می توان گفت: پزشکان، نظامیان و...
از همه بدترند و هیچ کس نباید دیگر پزشک شود؟!در قشر افراد بی حجاب هم رفتارهایی
(اعم از خوب و بد) دیده می شود. نکته اساسی و مهم اینجاست که "اسلام" ملاک است
 نه او که مدعی مسلمانی است.- اگر فرد چادری به گناه های دیگری آلوده است حتما به
خاطر آن گناهان، خداوند او را مجازات خواهد کرد ولی به خاطر حجابشبه او پاداش خواهد
داد البته اگر به خاطر اطاعت از فرمان الهی چادر بر سر کرده باشد. همان طور که اگر فرد
بی حجابی دارای اعمال خوبی باشد به خاطر آن اعمال پاداش دریافت خواهد کرد به شرط
 آنکه نیتش خدایی باشد ولی به دلیل نداشتن حجاب،مجازات در انتظار او خواهد بود، و در
گناه کسانی که بر اثر بی عفتی او به انحراف کشیده شده اند هم شریک است.

5- به آقایان بگویید نگاه نکنند...
 

لیندزی کان در مقاله ی مردان می نگرند و زنان نگریسته می شوند، این اصل را بیان می کند
که: "تصور مردان است که اهمیت دارد نه واقعیت وجودی زنان، و وقتی اصل نگاه مردانه که
مبتنی بر برهنگی زنان است، حاکم بر روابط انسان هاو تبدیل به ارزش شد، شناخت زن به
خاطر استعداد، آگاهی، ایمان، شرف و حجب و حیا معنی و مفهومی نخواهد داشت،
دیگر ارزش زن در فکر و اندیشه او نیست."
- تدبیر دین در کنترل مفاسد، حذف زمینه های فساد است و ابتدا باید زمینه فساد را از بین برد،
همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.
- خداوند نفرموده، ای پیامبر به هر طریق ممکن جلوی مزاحمین خیابانی را بگیر و آنان را مؤاخذه
و تعزیر کن؛ بلکه فرمودند بهزنان بگو حجابشان را کامل کنند و با بی حجابی و بدحجابی و نشان
دادن گیسو، صورت، گردن و... باعث تحریک مردان نشوند.
یعنی مایه فتنه و فساد جامعه اول زنان هستند، سپس مردان. (نسخه جوان و کنترل غریزه، ص 34)
- امکان کنترل نگاه مرد در جامعه ای که پر از بی حجابی است تقریبا غیر ممکن است و اصلا
چنین انتظاری از مرد غیر معقول است نگاه خواه ناخواه به افراد بی حجاب می افتد و دائما مرد باید
با خودش مبارزه کند آن هم با قوی ترین غریزه خود.
وندی شلیت (فارغ التحصیل فلسفه از آمریکا) می گوید:
چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم مردان محترمانه رفتار کنند در حالی که تعداد زیادی از زنان
با بی عفتی خود دائما پیام
می فرستند که لازم نیست اینگونه باشند!؟ (فمنیسم در آمریکا تا سال 2003، ص 33)
- چه طور می توان در خیابان راه رفت ولی به جلو خود نگاه نکرد. به نظر می رسد چنین حرفی جز
یک توجیه غیر منطقی برایفرار از واقعیت چیز دیگری نیست.

6- آیا حجاب با فطرت زن سازگار است؟
 

اگر حجاب با فطرت زن سازگار است چرا همیشه عده ای از احکام آن شانه خالی می کنند؟
- این سؤال به حجاب اختصاص ندارد همیشه عده ای در برابر فطرت خود اینطور عمل کرده اند
علاوه بر این بسترهای اجتماعی نیز در روی آوردن و پشت کردن انسان ها به احکام الهی نقش دارند.
اگر برای یک مسأله فطری بستر سازی مثبت نشود و تنفر عمومی نسبت به آن ایجاد شود بسیاری افراد
از فطرت اولیه خود دور می شود. امروزه مشاهده می شود که امور بدیهی، گاهی با تبلیغات و بسترهای
اجتماعی مورد تشکیک قرار می گیرند.

7- چرا حجاب را برای غیر مسلمانان اجباری می کنید؟
 

- اگر بی حجابی برای غیر افراد مسلمان آزاد باشد این احتمال وجود دارد که بعضی مسلمانان
 برای شانه خالی کردناز حجاب بگویند ما می خواهیم مسلمان نباشیم و از این راه باب فساد
جنسی جامعه باز می شود و این بر خلاف مصلحت جامعه اسلامی است.
- حجاب برای کنترل هرج و مرج و کنترل روابط جنسی در جامعه است و برای حفظ سلامت جنسی جامعه لازم است.
باید با بی حجابی افراد چه مسلمان و چه غیر مسلمان در جامعه مخالفت شود و گرنه منکر، دامن همه را می گیرد
و همه از آن متضرر می شوند.
- این نکته نباید ناگفته بماند که طرفداران ادیان (غیر اسلام) نه تنها با حجاب بیگانه نیستند، بلکه
در دین آنها (مسیح - یهود - زرتشت)تأکیدات زیادی به حجاب شده و گاهی از آنچه در اسلام است خیلی بیشتر است.

8- بگذارید زن حق انتخاب داشته باشد.
 

سؤال: اگر زنها خودشان خواستند حجاب را رعایت کنند در غیر این صورت حق انتخاب را از آنها نگیرید هر کس
خواست با حجاب باشد،باشد و هرکس خواست به خانه فساد برود، برود.
- برنامه دین برای اداره جامعه حذف زمینه های فساد است (پیشگیری بهتر از درمان است.) در مرحله بعد
اگر در جامعه ای فساد به وجود آمد بایدزیر لایه های دیگر مخفی بماند. علنی شدن فساد بسیار مضر است.
مدل هدایت دینی این است که جو جامعه طوری نباشد که احساس شودابتلای به فساد راحت انجام می شود.
حالت ترس از فساد همیشه باید وجود داشته باشد و فساد حقیقی در زیر لایه های اصلاح خود را پنهان
کرده باشد. همان طور که در یک جامعه سالم حالت ترس از دزدی، قتل و... باید زیاد باشد بی حجابی نیز
عامل فشار جنبی در جامعه می باشد.
 نباید جو جامعه طوری باشد که به راحتی افراد بی حجابی را انتخاب کنند.
- برنامه ریزی دینی این است که زمینه فساد را در جامعه کم کنیم. فساد علنی را کم کنیم تا کسی که می خواهد
 به سراغ فساد برود،احساس ترس داشته باشد.
- اگر در جامعه ای افراد بی حجاب و اهل خانه های فساد و... وجود داشته باشند، به دلیل نفس اماره ای که
در انسان وجود دارد به نوعیراه فساد به بقیه مردم نشان داده می شود و آنها وسوسه می شوند و میل به گناه
در انسانهای پاک هم به وجود می آید.

منبع : حریم ریحانه




نویسنده : س سالاری
تاریخ : جمعه 92/1/23
زمان : 12:38 صبح
پوشش و عفاف در احادیث و روایات معصومین (ع)
نظرات ()

بشارتهای خدا

امام جعفر صادق (ع) : اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد و گرنه به خاک هم نمی ارزد.

پیامبر اعظم (ص) : پروردگارا زنانی را که خود را پوشیده نگه می دارند، مشمول رحمت و غفران

خود نگه دار.

حضرت علی(ع) : پوشیدگی زن به حالش بهتر است و زیباییش را پایدار تر میکند.

رسول خدا (ص):سه گروه هرگز داخل بهشت نمی شوند

1- کسی که نسبت به عفت و ناموس خود بی تفاوت باشد

2- زنی که خود را در لباسو حرکاتو امور دیگر شبیه مرد سازد3- شراب خوار.

پیامبر اکرم(ص) : دو گروه اهل جهنم هستند و بوی بهشت به مشام آنها نمی رسد

 1- ستمگران تازیانه به دست

2- زنان بی حجاب و برهنه ای که با زرق و برق خود را به مردمنشان داده و هوس هایآنها را

به سوی خودجذب می کنند و موهای سرشان همچون کوهانهای شتر سبکسر عربی است.

 




نویسنده : س سالاری
تاریخ : جمعه 92/1/23
زمان : 12:0 صبح











بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 4
کل بازدیدها: 14732